تبليغاتX
๑۩๑ مربع مستطیل شعر و داستان ๑۩๑ - وداع

๑۩๑ مربع مستطیل شعر و داستان ๑۩๑

๑۩๑ سلام خوش امديد.در ضمن كتاب الكترونيكي كليه مطالب موجوده در بخش نظرات درخواست كنيد ๑۩๑

نمی توانست از او جدا شود،مدتهای طولانی با هم بودند و تنها همدمش بود.مانند میهمانی ناخوانده،سرزده وارد زندگی او شده بود و به خوبی از او استقبال و پذیرایی دیده بود.گرچه در تمام این مدت به فکر راهی برای رفتن بود،ولی اکنون که می توانست برود،احساس می کرد دلش تنگ خواهد شد.خداحافظی واقعا سخت بود.چاره ای جز رفتن نبود.قایق منتظرش بود و او که همیشه خواب رهایی از آن جزیره ی پرت و دورافتاده را می دید،حالا در بیداری طاقت دوری از تک درخت جزیره را که تنها دوست دوران اخیرش بود،نداشت.


درخت را در آغوش گرفت و از سخاوتش قدردانی کرد و با چشمانی نمناک جزیره را ترک گفت

همچو گل هميشه سرسبز باشيد.

+ نوشته شده در  ساعت 7 قبل از ظهر  توسط فخرایی ۩ کنگان  |