تبليغاتX
๑۩๑ مربع مستطیل شعر و داستان ๑۩๑

๑۩๑ مربع مستطیل شعر و داستان ๑۩๑

๑۩๑ سلام خوش امديد.در ضمن كتاب الكترونيكي كليه مطالب موجوده در بخش نظرات درخواست كنيد ๑۩๑

می ترسم از صدا که صدا عاشقت بشود

این سوت کوچه گرد رها عاشقت بشود

گفتم به باد بگویم تو را ...نه...ترسیدم

این گرد باد سر به هوا عاشقت بشود

پوشیده ای سفید،کجا سبز من؟ نکند

نار و ترنج باغ صفا عاشقت بشود

بگذار دل به دل غنچه ها ولی نگذار

پروانه های خانه ما عاشقت بشود

حالا تو گوش کن به غمم شهربانو تا

در قصه هام شاه و گدا عاشقت بشود

بالا نگاه نکن آفتاب لایق نیست

می تراينم آن بلند بلا عاشقت بشود

مال منی تو،چنان مال من که می ترسم

حتی خدا نکرده خدا عاشقت بشود

خورشید قصه ی مادر بزرگ یادت هست؟

خورشیدمی تو ،ماه چرا عاشقت بشود

 

ادامه دارد...

دانلود بصورت صوتی و عکس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 6 قبل از ظهر  توسط فخرایی ۩ کنگان  | 

گل پري۱

 

ماه اگـر در شبکلاه زر زری زیبـاتر است

مـاه عالمتاب من در روسری زیبـاتر است

گـر چه زیبا می زند پیدا شدن بر مـوی او

گـم شدن در آن شب نیلوفری زیبـا تر است

عـشــق را در گـنـــجه ً سبز قـدیـمی دیده ام

چشـمش از نار و ترنج کودری زیباتر است

"همـدلــی از همـزبانی خوشتر" اما اینکه تو

با زبـان از همدلان دل می بری زیباتر است

مــادرم می گفت دختـــر هـای باغ لشــکری

مثل حوری هر یک از آن دیگری زیباتر است

سینـه ریز ســکه کوب دختــرانش در غروب

از قـران آفتــاب و مـشـــتری زیبــاتر اسـت

من به او می گفتم اما - خوب یا بد- گـل پری

  گل پری از هر چـه حوری وپری زیباتر است

بلــولای دخــتران مثل گــل بــــر روســریش

از سـکوت این شب کــاکـل زری زیباتر است

او که من می خواهمش گلخنده های شرقی اش

توی بــاغ رنگ رنگ روســری زیبــاتر است

 

ادامه دارد...

دانلود شعر بصورت صوتی...همچنین عکس

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 6 قبل از ظهر  توسط فخرایی ۩ کنگان  | 

آمد درست زير شبستان گل نشست

دربين آن جماعت مغرور شب پرست

يک تکه آفتاب نه يک تکه از بهشت...

حالا درست پشت سر من نشسته است

اين بيت مطلع غزلی عاشقانه نیست

اين سومين رديف نمازی خيالی است

گلدسته اذان و من و های های های

الله اکبر و انا فی کل واد ... مست

سبحان من يميت و يحيی و لا اله

الا هو الذی اخذ العهد فی الست

يک پرده باز پشت همين بيت مي کشيم)

(او فکر می کنيم در اين پرده مانده است

..................................................

سارا سلام...اشهد ان لا اله... تو

با چشمهای سرمه ای...ان لا اله ...مست

دل می بری که...حی علی ...های های های

هر جا که هست پرتو روی حبيب هست

بالا بلند ! عقد تو را با لبان من

آن شب مگر فرشته ای از آسمان نبست

ادامه دارد...

شما می تونید شعرو بصورت صوتی دانلود کنید در ادامه مطلب

درضمن عکس خیلی قشنگی هم هستش که به دیدنش می ارزه

دراین پست اگه امکان داره یه نظر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 5 قبل از ظهر  توسط فخرایی ۩ کنگان  | 

گاري سيب فروش سر ميدان افتاد

مرد از جاذبه در بهت خيابان افتاد

سيبها ريخت كه از مرد نماند چيزي

جوي پرشد كه دو سر عايله در آن افتاد

بعد از آن كوچه نديدش به گمانم آن مرد

يك دو ماهي به همين جرم به زندان افتاد

يا نه مثل همه ي مردم شيدا شايد

گذرش بر حرم شاه شهيدان افتاد

گره مشكل او دست خدا باز نشد

كار او باز به يك مشت مسلمان افتاد

او كه عاشق تر از آن بود كه دانا باشد

سر و كارش به همين مردم نادان افتاد

غم نان ، كاش بداني غم نان يعني چه

يعني آدم به تب گندم از ايمان افتاد

آدم آن روز كه دستش به دهانش نرسيد

از خدا دست كشيد و پي شيطان افتاد

***

و شب بعد زمين مرده ي او را بلعيد

ادامه دارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 5 قبل از ظهر  توسط فخرایی ۩ کنگان  |